آن كدام نيروست كه مردم پراكنده و جمعيتهاى متفرق را جمع كرده و از آنها بناى يك سپاه مظّفر و پيروزى پايهگذارى كرده است ؟
ملّتى از آنها به وجود آورده است مغلوب نشدنى ، ملّتى كه نه تنها از مرگ نمىهراسد بلكه آن را آرزو نموده و در راهش مىكوشد .
آن كدام رازى است كه اين ملت را از تنگناى جزيرهء محدود ، زندگى محدود ، افكار محدود ، افتخارات محدود و همچنين از كشمكشهايى كه بر سر رياستهاى بىارزش و مالكيتهاى كوچك مىافتاد رهايى بخشيد ؟
كدام قدرت آنها را از آن همه انحطاط و كوتهبينى نجات داده و طورى آنها را تربيت كرد كه دربارهء قوميّتهاى شخصى و مليّتهاى فردى كوچكترين فكرى نكنند و هيچكس در انديشهء قبيلهء خود نبوده و توجّهى به سرزمين شخصى و وطن خود نداشته باشد ؟
نه ربيعهاى بشناسد و نه مُضرى ، عدنانى با قحطانى فرقى نداشته همگى در اوضاع كلّى دنيا و مسائل مربوط به اوضاع فرهنگى و همگانى فكر كنند و دربارهء عقايد مذهبى و دين جديدشان بينديشند ؟
اينان چگونه تمام تودهها را به يك قبيله تبديل نموده و همه نژادهاى مختلف را يكى كردند ؟
آرى ، فقط يك قبيله و يك نژاد ، آن هم امت و نژاد اسلامى ، كدام عامل اين جمعيت را وادار كرد دست به ترقيّاتى بزند كه مردم سراسر جهان اعم از گذشتگان و آيندگان از آنها عاجز باشند ؟
دشمنان اجنبى اسلام در هر يك از زيربناى وحدت و اجتماع ما ، اسرار نهضت ما ، عوامل آزادى و بالاخره در انگيزهء دلاورى و شجاعت ما به دقت به مطالعه فكر كردند و قدرت يافتند ، گشتند تا آنجا كه قدرت داشتند ؛ زيرا روى اسرار ما انگشت
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٦١