و بيچارگى قلب سياهشان از كار بيفتد ، قلبى كه دائماً به آتش حسد و كينه و خشم مىسوخت ، دوران مرگبارى را مىگذرانيدند ، چشمان آنها در برابر نورافشانىهاى اسلام كور و گوششان از شنيدن بانگ حقيقت خيزش كر گشته بود .
آرى ، دشمنان نحوهء جنگى را كه با ما در پيش گرفته بودند خوب بررسى كردند و دريافتند كه جنگ با شمشير آن چنان شكستى را به آنان پيش مىآورد كه هرگز جبرانپذير نخواهد بود .
با مسلمانان وارد ميدان مىشدند ، ولى از خرمن ستيزه جز شكست و سرزنش ، زيان و خسارت بهرهاى نصيب آنان نمىگشت .
اوضاع جنگى و نظامى مسلمانان را ديده و مزه مرارت ميدانها را چشيدند و با خسارتهاى افتضاحآميز و وضع دردناكى عقبنشينى كردند .
جوانان و مردان قهرمان ما را ديده و قدرت بهتآور سپاه پيروز ما را مشاهده كردند ، جبهههاى جنگى را خالى نموده و ميدان ستيزه را ترك گفتند .
آن گاه براى پيدا كردن راه چارهاى در فكر فرو رفتند ، تا با پيدا كردن راههاى تازهاى زودتر و بهتر به مقصد برسند و بر مسلمانان و در حقيقت براى شكست اسلام پيروز شوند .
اول مطلبى كه نظر پيشوايان يهود و نصارى و مجوس و مشركان و همه دشمنان اسلام را جلب كرد ، راز عظمت مسلمانان بود .
آيا نيرويى كه به اين ملت امكان داد كه از مرزهاى جزيرهء منحطى به خارج راه يافته ، تودهها و نژادهاى مختلف را در زير يك پرچم گرد آورد از كجا سرچشمه گرفته است ؟
كدام عامل باعث شده كه اقوام و قبايل مختلف تا اين حد پابند تعاون بوده و همگى به حالت فشرده ، در يك صف قرار گيرند ؟
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٦٠