و ماديگران پست و جاهلان و مغرضان و به خصوص از جانب بىصبران و بىطاقتان به هنگام هجوم مشكلات در راه خدا به انسان رو مىكند ، خطر عظيمى است كه براى دفع اين خطر بايد هشيار بود و به دامن خضرِ راه متوسل شد .
از خطر وسوسه بپرهيزيد و به اولياى خدا و عنايت و لطف حضرت حق پناه ببريد كه براى دفع اين خطر ، پناهى جز عنايت او نيست .
بر حق زباطل آن كه چو ما مىبرد پناه * از هر خطرى به سوى خدا مىبرد پناه
زاهد چو عارف اردل آگاه باشدش * بر كبريا زكبر و ريا مىبرد پناه
بيمار هجر چاره ندارد به غير وصل * آرى زدرد سوى دوا مىبرد پناه
با خال او دلم به لبش برد پى بلى * گم كرده ره به راهنما مىبرد پناه
امام صادق عليه السلام در ابتداى اين روايت مىفرمايد :
براى شيطان « چه شيطان انسى چه جنّى » راه وسوسه كردن « از طريق تبليغ يا عمل » برقرار نمىشود مگر اين كه انسان در بستر غفلت افتد و از ياد حضرت حق اعراض نمايد و دستورها و فرمانهاى جناب دوست را سبك بشمارد و بر نواهى و محرمات الهى روى آورده و از آگاهى و اطلاع حق بر درون و بر اشيا غافل شود .
آرى ، وقتى رابطهء انسان با حضرت محبوب قطع شود و به فرامين و واجبات الهى عمل نشود و گناهان از همه طرف به انسان هجوم كند و آدمى از اطلاع حق بر خود غافل بماند ، لقمهء چرب و نرمى براى هجوم وساوس از شياطين مىشود ، وساوسى كه اعراض از ذكر را قوىتر كرده و ترك واجبات را ملكه نفسى قرار داده