و هيچ ضجر « 1 » و قلق نكنى .
و گفتهاند :
خلق آن است كه حق تعالى اختيار كرده است از بهر رسول اللّه صلى الله عليه و آله و او را بدان فرموده كه :
[ خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ ]
« 2 » .
عفو و گذشت را پيشه كن ، و به كار پسنديده فرمان ده ، و از نادانان روى بگردان .
و از سيرت متقيان و متقدّمان چند حكايت نقل كنيم تا طالبان صادق را آن دستورى شود و ادب و اخلاق عارفان و صالحان را بر آن قياس كند و اقتدا كند بدان ان شاء اللّه تعالى .
نقل كردهاند از ابوذر غفارى رحمه الله كه :
او وقتى شتر خود را آب مىداد بر كنار حوض ، كسى ديگر خواست كه شتر خود را آب دهد و صبر نكرد تا او فارغ شود و شتر خود را بر سر شتر او راند و حوض بشكست !
ابوذر رضى الله عنه از آن در خشم شد ، زود بركنارى رفت و بنشست و بعد از آن به پشت باز خفت تا از وى پرسيدند : چرا چنين كردى ؟ گفت : رسول صلى الله عليه و آله ما را چنين فرموده است كه چون شخص در خشم شود بايد كه بنشيند اگر خشم وى باز نشست والّا بايد كه به پشت بازخسبد تا خشم وى بازنشيند « 3 » .
هامش
( 1 ) - ضجر : بىقرارى و دلتنگى و بىتابى .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 199 .
( 3 ) - ميزان الحكمة : 9 / 4339 .