وى را اندوهگين نمايد . به طور دائم در كشاكش اندوهها و گرفتارىها بماند تا راه نفسش با مرگ گرفته شود ، آن گاه وى را به قبرستان برده به دل خاك سپارند ، در حالى كه دو رگ دلش قطع شده ، نابود شدنش و به وسيلهء برادرانش به گور افتادنش ، سهل و آسان است .
مؤمن با ديدهء عبرت به دنيا نظر كند و به اندازهء لازم و از باب ناچارى روزى خود به دست آورد ، با گوش خشم سخن از دنيا بشنود ، اگر بگويند فلانى ثروتمند شد ، اندكى بعد مىگويند بدبخت و فقير گشت ، اگر به بودش شاد شوند به نبودش غمگين گردند ، اين است حال انسان در دنيا . . « 1 » .
و نيز مىفرمايد :
آن كه به خاطر به دست نياوردن مال دنيا اندوهگين گردد ، به قضا و قدر حضرت دوست خشمگين گشته و كسىكه از مصيبتى گله كند از حضرت حق به شكايت برخاسته و كسىكه بر ثروتمند به خاطر ثروتش فروتنى نمايد ، دو سوم دينش را از دست داده و كسىكه قرآن بخواند و پس از مرگ دوزخى شود ، معلوم است قرآن را به مسخره گرفته و آن كه دلش شيفته و عاشق امور دنيايى و مادى محض شود و جز دنيا هدفى نبيند به سه چيز مبتلا شود ، اندوه هميشگى ، حرص حاكم ، آرزوى غير قابل يافتن ! « 2 » !
و نيز فرموده :
دنيا در ابتداى امر فريب مىدهد ، سپس زيان مىرساند ، آن گاه به شتاب و سرعت از دست مىرود .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : حكمت 367 ؛ بحار الأنوار : 70 / 131 ، باب 122 ، حديث 136 .
( 2 ) - نهج البلاغة : حكمت 228 .