و در اين آيهء شريفه ارادهء خاص و عام را بيان فرموده و قصهء نيك و بد را شرح داده ، دشمن را از دوست جدا كرده و دور و نزديك را پيغام فرستاده ، طالب دنيا به نزد طالب عقبى كافر است و طالب عقبى به نزد طالب مولا مشرك .
آدمى ، بايد در صحيفهء احوال و در مرآت اعمال خود تأملى و تدبرى واجب داند و به نور بصيرت در دايرهء فكر طوفى كند ، تا مشاهده كند كه ارادهء كدام طرف از نهاد او سر مىزند و به علم خود قياس برگيرد كه از كدام طايفه است . جهد كن تا از آن قوم نباشى كه حق سبحانه و تعالى خبر مىدهد :
[ مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ ]
« 1 » .
منافقان ميان كفر و ايمان متحيّر و سرگردانند ، نه [ با تمام وجود ] با مؤمنانند و نا با كافران .
طلّاب دنيا را صفت مىنمايد كه :
[ وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ ]
« 2 » .
و آنان از آخرت [ كه سراى ابدى و داراى نعمت هاى جاودانى و حيات سرمدى است ] بىخبرند .
و سعى كن كه از اهل آخرت بلكه از طلاب مولا باشى كه در نعت اول مىفرمايد كه :
و سعى كن كه از اهل آخرت بلكه از طلاب مولا باشى كه در نعت اول مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - نساء ( 4 ) : 143 .
( 2 ) - روم ( 30 ) : 7 .