اينجا بايد چهرهء دنيا را بر اساس رابطهء انسان با آن به دو صورت ترسيم كرد ، چنانچه آيات قرآن مجيد و روايات اصيل اسلامى بر اين مسئله دلالت دارد .
اگر رابطهء انسان با دنيا بر مبناى قواعد الهى باشد ، يعنى راه تحصيل و خرجش ، هماهنگ با قواعد عالى اسلام صورت گيرد ، بدون شك اين گونه رابطه با دنيا ، رابطهاى است خدايى و به عبارت ديگر : اين چهره از دنيا خير محض و سازندهء آخرتى آباد است و اينگونه دنيا و آخرت همان دنيا و آخرتى است كه تمام انبيا براى برپا كردن آن مبعوث به رسالت شدهاند و پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله مكرر در مجالس مكه ، به مردم گوشزد كردند :
إنّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ « 1 » .
به درستى كه من براى رساندن خير دنيا و آخرت به شما آمدهام .
و اگر رابطهء انسان با دنيا بر اساس خواستهها و اميال و غرائز و شهوات آزاد باشد و براى تحصيل و خرجش ، هيچ حقى از هيچ كسى ملاحظه نشود ، البته اين گونه دنيا شرّ محض و مخرّب آخرت است و آيات كتب آسمانى به خصوص قرآن مجيد و همهء انبيا و ائمه عليهم السلام از اين شكل رابطه ، منع كردهاند .
رابطه با مقام دنيايى اگر رابطهء يوسفى و سليمانى و اميرالمؤمنينى است ، اين رابطه خير و خير ساز و مقدمهاى براى رسيدن به نعيم آخرت است ، چرا كه در اين رابطه شخص رابط از مقام و قدرتش براى استقرار حق و فرهنگ حق و پاسخ به دادخواهى مظلوم استفاده مىكند .
و اگر رابطه با مقام دنيايى رابطهء فرعونى و نمرودى و يزيدى و . . است ، اين رابطه شرّ و شرساز است و حاصلى جز رساندن انسان به عذاب ابدى آخرت
هامش
( 1 ) - الأمالى ، طوسى : 581 ، حديث 1206 ؛ بحار الأنوار : 38 / 223 ، باب 65 ، حديث 24 .