تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
كسى كاندر صف گبران به بتخانه كمر بندد * برابر كى بود با آن كه دل در خير و شر بندد ز دى هرگز نيارد ياد و از فردا ندارد غم * دل اندر دل فريب نقد و اندر ما حضر بندد حقيقت بت‌پرست است آن كه در خود هست پندارش * برست از بت‌پرستى چون در پندار در بندد نه فرعونى شود آن كس كه او دست قوى دارد * نه قارونى شود هر كس كه دل در سيم و زر بندد نه موسىاى شود هر كس كه او گيرد عصا بركف * نه يعقوبى شود آن كس كه دل اندر پسر بندد بسا پير مناجاتى كه بر موكب فرو ماند * بسا رند خراباتى كه زين بر شير نر بندد زمعنى بىخبر باشى چو از دعوى كمربندى * چه داند قدر معنى آن كه از دعوى كمر بندد به تخت و بخت چون نازى كه روزى رخت بربندى * به تخت و بخت چون نازد كسى كاو رخت بربندد غلام خاطر آنم كه او همت قوى دارد * كه دارد هر دو عالم را و دل در يك نظر بندد « 1 »
زهد ، قبل از اين كه مرحلهء عملى باشد حقيقت قلبى است ، به اين معنى كه هر
هامش
( 1 ) - سنايى غزنوى .