چون عاشقان آنجا پى ديدار رفتى * با حمد و تسبيح و دعا و ذكر سبحان « 1 »
رمى جمره
رمى جمر كردى زدى بر ديو دون سنگ * هم بر سر نفس شرير پر فسون سنگ
انداختى بر فرق دنياى زبون سنگ * تا جانت ايمن گردد از آفات دوران
ابليس را راندى بدان سنگ رياضت * كردى به راه دوست آهنگ رياضت
دادى زمام نفس در چنگ رياضت * كز نفس اهريمن رهى با لطف يزدان
گرد حرم كردى طواف عاشقانه * چون قدسيان بر عرش سلطان يگانه
با ياد حق كردى به فردوس آشيانه * بوسيدى آن سنگ نشان كوى جانان
غسلى به آب زمزم اخلاص كردى * ذكر و نمازى در مقام خاص كردى
روشن دل از توحيد خاص الخاص كردى * هم چون خليل اللّه عشق پاك ايمان
ورود به مدينه
بعد از وداع كعبه رفتى در مدينه * پر نور از آن سيناى عشقت گشت سينه
شستى به آب توبه حرص و حقد و كينه * تا جام مى نوشى زدست حور و غلمان
رفتى چو در يثرب بر پيغمبر عشق * كردى شهود حسن يكتا دلبر عشق
آنجا زدى ناب طهور از كوثر عشق * كردى دل از اشراق آن شه عرش رحمان
از زهرهء زهرا دلت گرديد روشن * از حسن روى مجتبى جان گشت گلشن
بگرفتى از سجاد ذكر و حرز و جوشن * تا ايمن آيى از فريب نفس و شيطان
ائمهء بقيع عليهم السلام
ديدى امام مجتبى سلطان جان را * و آن سيد سجاد فخر انس و جان را « 2 »
هامش
( 1 ) - اشعار از الهى قمشهاى .
( 2 ) - اشعار از الهى قمشهاى .