تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
از روزن دل تافت مهتاب محبت * روشن روان‌گشتى به نور عشق و ايمان

ورود به عرفات

در وادى عرفات و مشعر محفل راز * خواندى دعا وز پردهء دل كردى آواز گشتى بدان سلطان كل با ناله دمساز * چون بلبلان چيدى گلى با آه و افغان ديدى قيامت را در آن اعراف و مشعر * ديدى در آن صحرا عيان غوغاى محشر ديدى خلايق را كفن‌ها كرده در بر * ياد از قيامت كن در آن دشت و بيابان

مشعر الحرام

شب چون به مشعر رفتى و بيدار ماندى * ذكر و دعا با اشك و آه و ناله خواندى از ديده بر خاك رهش گوهر فشاندى * بگرفتى از دست دعا زان يار دامان شب تا سحر كردى تماشاى سماوات * ديدى خداى انجم آراى سماوات گشت از عنايت باز درهاى سماوات * آگه شدى زآه دل شب زنده‌داران

ورود به مِنى

چون در منى رفتى زخودبينى حذر كن * بتراش سر يعنى غرور از سر بدر كن احرام بشكن جامهء تقوى ببر كن * نفس بهيمى ذبح كن هنگام قربان بهر خدا كردى فقيرى را زغم شاد * درمانده‌اى از دام رنج و محنت آزاد بر جان مظلومى ترحم كردى و داد * تا شاد گردد جانت از الطاف رحمان

طواف و نماز طواف

آنگه نمازى با نياز و سوز و اخلاص * بگذار و شو در قلزم توحيد غواص « 1 »
هامش
( 1 ) - اشعار از الهى قمشه‌اى .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 191 | شيخ حسين انصاريان