شود و چون منور گردد به نور قدس و به هدايت حق ، وهم و خيال از ديدهء او مرتفع گردد .
جذبه : تقرب عبد است به حضرت حق به مقتضاى عنايت الهى و مهيا گردانيدن مجموع ما يحتاج بنده در طى منازل و قطع مراحل بىكلفت وسعى .
جمعيت : اجتماع همت است در توجه به سوى حضرت حق .
تفرقه : تقنّع خاطر است و مشغولى به خلق .
همت عالى : همم عاليه متعلق نگردد الا به حق و ملتفت نشود به غير او و راضى نبود به احوال و مقامات و توقف ننمايد به اسما و صفات و نظر نفرمايد الا به عين ذات .
هوى : ميل نفس به مقتضيات طبع .
هواجس : خاطر نفسانى .
واقعه : آنچه فرود آيد به دل از عالم غيب به هر طريق كه باشد .
وصل : فناى عبد است از اوصاف خود در اوصاف حق .
حجاب : انطباع صور در دل كه مانع قبولى تجلى حقايق بود .
حريت : و آن بر مراتب است : حريت عامه از رق شهوات و حريت خاصه از رقّ مرادات به فناى ارادت ايشان در ارادت حق و حريت خاصة الخاصه از رقّ رسوم و آثار به فناى وجود خود در تجلى نور الأنوار .
طوالع : اول چيزى كه پيدا شود از تجليات اسماى الهيه بر باطن عبد و مزين گرداند اخلاق و اوصافش را .
ليلة القدر : شبى كه سالك را به تجلى خاص مشرف گردانند ، تا به آن تجلّى بشناسد قدر و رتبهء خود را نسبت با محبوب .
مجذوب : عزيزى كه حقتعالى او را از براى خود برگزيند و برساند او را به جميع
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 381
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٨١