مقامات و مراتب .
محاضره : حضور دل با حق است .
محادثه : خطاب حق است بنده را .
موت : قمع هواى نفس .
موت ابيض : گرسنگى .
موت اخضر : ترك تجمل و تكبر و كهنهپوشى و قناعت .
موت احمر : مخالفت نفس .
سفر : توجه دل به حضرت حق .
خلوت : محادثه سر است با حق به حيثيتى كه غيرى مجال نيابد .
ذوق : اول درجات شهود حق « 1 » .
در هر صورت اين اشارات و كنايات و مصطلحات در زبان عرفان داراى مفاهيم و معانى بلند آسمانى است و هيچ عارف و سالكى در استعمال اين كلمات در نثر و اشعار ، معانى ظاهر آن را در نظر ندارد .
سالك پس از معرفت به قرآن و شناخت حلال و حرام خدا و توسل به انبيا و ائمه عليهم السلام و راهبرى يك عالم ربانى واجد شرايط ، هم چون آخوند ملا محمد بهارى ، آخوند ملا حسينقلى همدانى ، مرحوم قاضى ، مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، بايد سيرش را به سوى محبوب ادامه دهد و قطع داشته باشد كه در اين مسير اگر در تمام حركات و شؤونش هماهنگى كامل با شرع و فقاهت داشته باشد و از تقواى لازم بهرهاى براى او باشد به وصال و لقاى محبوب مىرسد .
و اگر از غير اين راه عبور كند ، يعنى بدون معرفت و عمل و رعايت حلال
هامش
( 1 ) - تفصيل و توضيح بيشتر اين اصطلاحات را در رسالهء اصطلاحات درويش محمد طبسى نگاه كنيد .