به حضرت او به قلب است و حضور و ظهور و جلوهگاه او جلّ جلاله قلب است ، بلكه در تمام موجودات مظهرى و مجلايى اتم و اكمل از قلب مؤمن براى او جلّ و علا نيست كه :
لا يَسَعُنى أرْضى وَلا سَمائى وَلكِن يَسَعُنى قَلْبُ عَبْدِىَ الْمُؤمِنُ « 1 » .
زمين و آسمانم ، گنجايش تجلى حقيقى مرا ندارد ، اما دل بندهء مؤمنم داراى چنين گنجايش و وسعتى است .
آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعه فال به نام من ديوانه زدند « 2 »
[ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ ]
« 3 » .
يقيناً ما امانت را [ كه تكاليف شرعيهء سعادت بخش است ] بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم و آنها از به عهده گرفتنش [ به سبب اين كه استعدادش را نداشتند ] امتناع ورزيدند و از آن ترسيدند و انسان آن را پذيرفت .
كمال اهتمام طالب بعد از توجه به حضرت حق جل و علا كه تعبير از آن به ذكر مىشود ، معرفت و نفس است كه تعبير مىشود به تفكر و انفس كه :
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ .
هر كس خود را بشناسد خدا را مىتواند بشناسد .
هامش
( 1 ) - عوالى اللآلى : 4 / 7 ، حديث 7 .
( 2 ) - حافظ .
( 3 ) - احزاب ( 33 ) : 72 .