امواج آمالش بسى كشتىهاى عمر را به باد داده و جبال هموم و غمومش بسا پشتهها از كشتهها نهاده ، مارهاى معاصى مهلكهء آن چه بسا اشخاص را به سمّ خود هلاك كرده ، نهنگهاى اوصاف مذمومهء آن دريا چه كسان را فرو برده و آب محبت تلخ و شورش چه مردمان را كور و چه چشمها را بىنور نموده ، هر كه در اين دريا غرق شد سر از گريبان نار جحيم بيرون آورده و در عذاب اليم خواهد ماند ! !
آدمهاى اين ديار نسناس و سياحت ايشان در اين ديار به ساحت وسواس است .
راهزنانش جنود ابليس و اسلحهء جنگشان خدعه و تلبيس است ، اگر از عمق اين دريا بپرسى عرض خواهم كرد كه انتها ندارد و اگر باور ندارى به غواصان اين دريا ، يعنى اهل دنيا از اولين و آخرين نظر نما و ببين كه همگى در آن غرق شده ، احدى به قعر آن نرسيده و اگر بهتر مىخواهى بفهمى به حال خراب خودت نگاه كن و ببين كه هر قدر داشته باشى باز زياده از آن را طالبى و حرصت در جايى توقف نمىكند .
اى آقاى من ، اين دنيا چگونه مردم را به خاك سياه نشانده و قلوب ايشان را كه براى محبت و معرفت خلق شده ، طويلهء اسب و استر نموده ، جوارحشان از قاذورات گنديده و دلهاشان آنى خضوع و خشوع نديده و ذرهاى ذوق حلاوت را نچشيده ، نه در نهادشان از توبه اثرى و نه در اوهام و تفكر نحس ايشان از خداوند جلّ جلاله خبرى ! !
شب و روز به سيف و سنان و لسان ، عرض و مال و عصمت مسلمانان را پارهپاره مىكنند ، قلوبشان خالى از ذكر و فكر و مملوّ از حيله و مكر است ، دست عقل را بسته و دست هوا را گشاده ، چه زخمها از آن دستها بر كبد دين رسيده و چه مصيبتها در شرع شريف برپا شده .
لباس خداييان را كنده و جامهء فرنگيان را پوشيده ، اطعمه و اشربه اسلام را بدل به زهر و زقّوم نصارى و دهريان نمودهاند .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 364
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٦٤