كمال مرحمت از حضرت حق جلّ و علا دربارهء او شده كه خواهش او را اجابت فرموده و او را دوباره به دنيا ارجاع فرموده ، اين حيات تازه را غنيمت شمرده و كمال همت بر آن گمارد كه انشاء اللّه تعالى تجارت رابحه نموده كه براى دفعهء ديگر كه به اين سفر رود او را مدد حيات ابدى بوده باشد .
و پوشيده مباد بر طالب حق جلّ و علا كه علاوه بر اين كه ساير اشيا و موجودات غير از حضرت حق جلّ و علا در معرض فنا و زوال هستند و لهذا شايسته مطلوبيت نيست ، ممكن بما هو ممكن را هيچ موجودى نافع و مفيد نيست جز حضرت حق جلّ و علا ، چه هر آنچه به حضرت او جلّ و علا در قبضه قدرت اوست جلّ و علا و لهذا هيچ موجودى غير از او نه در زمين و نه در آسمان و نه در دنيا و نه در آخرت شايسته مطلوبيت براى شخص عاقل و دانا نيست .
و اگر فرض شود كه شخص عاقل چيزى غير از او طلب نمايد ، پس بالضرورة واليقين مطلوب بالذات نخواهد بود ، بلكه مطلوب بالغير خواهد بود ، مانند مطلوبيت دين و ايمان و آخرت و محبت و معرفت او جل و علا و دوستان او چون پيامبر و ائمهء هدى عليهم السلام و عبوديت و طاعت نسبت به او و ايشان عليهم السلام و رضا و تسليم و ساير اخلاق محموده و ملكات پسنديده كه محبوبيت و مطلوبيت و مفيد بودن آنها به اعتبار اضافه به حضرت اوست جل و علا نه علاقه بالذات و فى نفسه به آنها .
لهذا شايسته براى عاقل چنان است كه صرف نظر و همت طلب از جميع اشيا غير از او نموده و به مقتضاى :
[ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ ]
« 1 » .
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 91 .