صديق اكبر ولى اللّه الاعظم ، اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه :
إنّى لَادَعُ سَبعين باباً مِنَ الْحَلالِ مَخافَةً أنْ أقَعَ فِى الْحَرامِ « 1 » .
هفتاد باب از حلال را رها مىكنم ، از ترس آن كه در حرام افتم ! !
و اين طريق فنا را منازل و مقامات بسيار است جامع ايشان دو مقام كلى است كه مشتمل بر باقى آيد .
يكى : تسويه و آن رجوع است از كثرت اقوال و افعال و تصرفات متكثر و ظهور به صفات منحرف ، به وحدت و عدالت به حكم تعيين شريعت و طريقت و عزم تحقق به حقايق اسلام و ايمان .
و دوّم : مقام زهد است و آن ترك و عدم تطلع و التفات است به هر چه رقم خلقيت و غيريت بر آن كشيده است . اوّلًا از جواهر و اعراض دنيوى و هر خطى كه بدان متعلق است - و ثانياً از نعيم و حظوظ و لذات اخروى . جواهرها و اعراضها ، با توجه و التجا در هر چه از اينها عند الضروره به دو محتاج شود به موجد و خالق اشيا .
و آخرين مقام زهد ، مقام فقر است كه خالى بودن است قلباً و قالباً و نظراً و همت از هر چه جز حق باشد و باقى مقامات ديگر چون تسليم و محاسبه و مراقبه و تفويض و توكل و مثلها در اين دو مقام كلى مذكور مندرجند .
چه نيكوست چشم از هر چيزى برداريم و محبت از هر شيئى قطع كنيم ، همه چيز را با خدا ببينيم و هر چيزى را براى او بخواهيم ، به وادى معرفت قدم نهيم و در مقام تحصيل عشق او برآييم كه جز اين طريق سعادت دارين قابل كسب نيست .
عمر را بيهوده صرف نكنيم و نقد ايام مفت از دست ننهيم ، بازيگرى نكنيم
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة : 11 / 186 .