مىآورد و هرگز نابود نمىشود .
عارفان بينادل و مردان حق و واصلان بزم فضيلت و مقيمان حضرت حقيقت در نزد همهء ملتها يك شرارهء كوچكى از آتش اين عشق در كانون دل داشتهاند و تنها يك جرعه و بلكه يك قطره از اين بادهء جان بخش خورده بودند كه با يك شرارهء دل ايشان جهانبين گشته و از اين يك قطرهء جان ، ايشان سرمست دو عالم شده بودند .
اين عشق است كه در دل همهء انبيا و اوليا و عرفا جايگزين بوده و تجلى نموده و از زبان همهء ايشان گويا و پرتو افشان گرديده است .
تا عشق تو خيمه زد به جانم * از عرش برين گشت شانم
شد عالم و آدمم فراموش * از ياد تو يار مهربانم
مىنوشم از آن دو نرگس مست * تا مست ابد شود روانم
عشق است و وفا و مهربانى * اركان و عناصر روانم
گم گشت دلى كه خود نشان داشت * از لطف زيار بىنشانم
يك مشت گل است تن ولى جان * صد باغ گل است در نهانم
رحم آر به عاشقى چنين زار * مىپرس زحال ناتوانم
خون شد دل آسمان به حالم * چون ديد دو چشم خون فشانم
بگسست دل از جهان الهى * پيوست به يار دلستانم
خداوند يگانه
أَحَدٌ ]
يعنى يگانه و خداى مطلق و حقيقى كه به هيچ صورت قابل تعدد و كثرت نيست .
حضرت على عليه السلام مىفرمايد :