بنابراين بايد وجود مقدس و محبوبى را بندگى كرد كه به تمام موجودات وجود بخشيده و پروراننده و روزى دهندهء آنهاست و آفريدن و خلق كردن و عطا كردن حيات و شعور وقف حريم مقدس اوست و اين همه مستلزم داشتن قدرت و حيات و اراده و علم و حكمت بىنهايت در بىنهايت است و اين معانى هم از آثار قدرتش در ميدان پرعظمت حيات آشكار است و اين همه از مفهوم اللّه پيداست .
چون اين مفهوم را به حقيقت دريابى و توفيق درك آن از ناحيهء حضرتش نصيب تو شود ، شعلهء عشق فطرى به وجود مقدس او در تو زبانه كشد و عالىترين و قوىترين تحرك ، براى اداى خالصانهترين عبادت براى تو حاصل گردد ، آن وقت است كه بر اثر اين عشق از والاترين ارزش برخوردار خواهى شد و خداى نخواسته ، اگر در زمرهء بىمعرفتها بمانى ، از اين عشق محروم خواهى شد و در آن صورت براى تو محركى جهت ورود در فضاى پرمعناى عبادت نخواهد بود و از اعتبار و آبرو هم در پيشگاه او نصيب نخواهى نداشت .
يكى از حواريون بزرگ عيسى در اين مسئله داد حقيقت داده مىگويد :
اگر من با زبان بشر و ملائكه حرف مىزدم ولى محبت نداشتم يك پاره مسى مىشدم كه به صدا درآيد ، اگر من داناى غيب و آگاه از همهء اسرار و علوم مىشدم و تمام ايمان كامل را كه كوهها را از جا بر كند دارا مىگشتم ولى محبت نداشتم چيزى نمىبودم .
اگر من همهء اموال خود را مىبخشيدم و تن خودم را براى سوزاندن تسليم مىكردم ولى محبت نداشتم به دردى نمىخوردم ، محبت داراى متانت و شفقت است ، محبت حسد نمىشناسد ، محبت تفاخر و خودستايى نمىكند و خود را آلوده به غضب نمىسازد و بدى را به حساب نمىآورد ، از بىعدالتى شاد نمىشود ، محبت متحمل مىشود و به همه چيز اميد مىبندد و به همه چيز صبر
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 388
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٨٨