ديد ، پس به نزد آن شخص آمد و پيغام را شنيد و مستعد توبه و انابه گشت و به دست حضرت موسى بن جعفر عليه السلام راه خدا يافت .
چهاردهم :
شايد به اين جهت باشد كه به اين كلمهء مباركه داغ عبوديت بر بنده نهاده شود تا دشمن بزرگ كه شيطان باشد در او طمع ننمايد ، از حضرت رضا عليه السلام مروى است كه فرمود :
بِسْمِ اللّهِ أَىْ أُسَمِّ نَفْسى بِسِمَةٍ مِنْ سِماتِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ وَهُوَ الْعُبُودِيَّةُ قالَ فَقُلْتُ لَهُ ، ما السِّمَةُ قالَ الْعَلامَةُ « 1 » .
در اين حديث تنبه است بر اينكه گويندهء بسم اللّه بايد جد و جهد كند در وقت گفتن اين قول تا اينكه نشانهء عبوديت و بندگى در خود مشاهده كند و اينكه فرمود سمه يعنى علامت ، شايد اشاره به اين باشد كه عبد در وقت گفتن اين قول سزاوار است كه از انانيت و مالكيت و اختيار خود بيرون رود و خود را تحت اوامر پروردگار مقهور و مغلوب بيند ، تا اينكه در گفتن اين كلمهء شريفه صادق باشد .
پانزدهم :
شايد اشاره باشد به اينكه بنده بايد در جميع اقوال و افعال و احوال متذكر خدا باشد ، چنانچه حضرت يعقوب عليه السلام در وصاياى خود به حضرت يوسف عليه السلام فرمود :
پسرم ! در هيچ حالى خدا را فراموش مكن .
به هر حال سالك الى اللّه بايد حق تعالى را در هيچ حالى از احوال فراموش نكند چه در حال نعمت و چه در حال نقمت ، چه در حال راحت و چه در حال شدت ؛
هامش
( 1 ) - « بسم اللَّه يعنى نامگذارى مىكنم خودم را به سمهاى از سمات خداوند كه آن عبوديت است ، عرض كردم : سمه چيست ؟ حضرت فرمودند : سمه همان علامت است » بحار الأنوار : 89 / 230 ، باب 29 ، حديث 9 .