سوم :
به جهت آنكه رد اهل شرك و ضلال بوده باشد كه در ابتداى هر امرى به نام آلههء خود ابتدا مىكردند و بسم اللات و بسم العزى مىگفتند ، پس بايد اهل توحيد به اسم خداوند يكتاى بىهمتا ابتدا نمايند .
چهارم :
شايد به اين جهت باشد كه خداوند به اسم اعظم خوانده شود ، چه اينكه از حضرت رضا عليه السلام مروى است كه بسم اللّه الرحمن الرحيم اقرب است به اسم اعظم از سياهى چشم به سفيدى آن « 1 » .
پنجم :
شايد براى مداواى امراض باطنى انسان باشد ، تا بتواند پس از علاج آن امراض متوجه حرم مقدس كبريايى گردد .
غسل در اشك زنم كه اهل طريقت گويند * پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز « 2 »
ششم :
شايد به اين جهت باشد كه اين اسم مبارك پناهى و امانى باشد براى بندهء غرق گناه و مردود از درگاه حقتعالى .
هفتم :
شايد به خاطر اين باشد كه به بركت اين اسم مبارك از نوزده زبانه آتش جهنم نجات يابد ، بندهاى كه دچار گناه گشته ، چنانچه از پيغمبر صلى الله عليه و آله مرويست كه فرمود :
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 89 / 233 ، باب 29 ، حديث 15 .
( 2 ) - حافظ .