و اگر اين خاطر به ابتدا باشد از ملك باشد در اغلب احوال .
سوم اينكه اين خاطر اگر در اصول و اعمال باطن باشد از خداىتعالى است و اگر در فروع و اعمال ظاهر است از ملك است ، در بيشتر احوال چه فرشته را ، راه نيست به معرفت باطن بنده به قول بيشتر علما ، اما خيرى كه از شيطان باشد كه آن استدراج باشد ، شيخ ما گفتى رحمة اللّه عليه نظر كنى اگر نفس خود را در فعلى كه به خاطرت آمد به نشاط بينى نه با ترس و خشيت و با تعجيل بينى نه به آهستگى و با ايمنى بينى نه با خوف و به عاقبت ناانديشيدن بينى نه با بصيرت و تفكر ، بدان كه آن خاطر از شيطان است و اگر نفس را به ضد اين بينى با خشيت و ترس نه با نشاط و به تأنى ، نه با شتاب و با خوف ، نه با امن و عاقبت انديشى نه با بىعاقبتى بدان كه از خداى تعالى است يا از ملك .
پس من گفتم : پندارى كه نشاط سبكى است كه در آدمى پديد آيد در كارى كه بىبصيرت باشد ، يا نه در ذكر ثواب آن مذموم باشد .
اما تأنى نيك است و پسنديده الا در چند جاى معدود كه در حديث نبوى است عليه الصلاة والسلام ، تزويج بكر چون رسيده شد و گزاردن وام چون قدرت باشد و تجهيز ميت چون شكى نباشد و مهمانى كردن در وقت نزول و توبه از گناه چون گناه كرده شد ، ( كه اين امور را تأنى جايز نيست ) .
اما خوف واجب است از براى تمامى عمل باشد ، تا براى اداى آن به وجه خويش و حق خويش يا خوف قبول حق .
اما بصارت عاقبت به آنكه ببيند تا يقين شود كه آن خير و رشد است و اميد ثواب عاقبت هم ، اين است جملهء فصول سهگانه كه لازم است تو را معرفت آن در باب خاطرها ، نيك بدان و نيك ببين كه از اسرار لطيف شريف است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٣٣