الا به د عوت شر ابتدا نكند ، به هر حال اغوا و اضلال طلبد .
سوم آنكه اگر اين خاطر به ذكر خدا جل جلاله ضعيف نشود و يا كم نيايد و زايل نگردد ، بدان كه از هواى نفس است و اگر به ذكر خداىتعالى ضعيف شود ، بدان كه از شيطان است ، چنان كه در تفسير :
[ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ]
« 1 » .
از زيان وسوسهگر كمين گرفته و پنهان .
ياد كرده آمده است ، شيطان در قلب خوابيده چون ذكر خدا كنى خناسى كند و اگر غافل شوى وسوسه نمايد .
اما فصل سوم : چون خواهى كه فرق كنى ميان خاطر چيزى كه از خدا باشد و آنكه از ملك باشد همچنين از سه وجه نظر كن :
اگر قوى و مصمم باشد از خداىتعالى است و اگر متردد از ملك كه او به منزلت ناصحى است ، از هر جانب درآيد و روى به تو آرد و هر نصيحت كه بر تو عرضه كند به اميد آنكه تو اجابت كنى و رغبت خير كنى .
دوم آنكه اگر در عقب طاعتى و اجتهادى پديد آيد ، از خداى تعالى باشد چنان كه فرمود :
[ وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ]
« 2 » .
و كسانى كه براى [ به دست آوردن خشنودى ] ما [ با جان و مال ] كوشيدند ، بىترديد آنان را به راههاى خود [ راه رشد ، سعادت ، كمال ، كرامت ، بهشت و مقام قرب ] راهنمايى مىكنيم .
هامش
( 1 ) - ناس ( 114 ) : 4 .
( 2 ) - عنكبوت ( 29 ) : 69 .