استعاذهء او در اين مرتبه از افعالى باشد ، كه آثار تجليات جلالى است چون عقاب و انتقام به افعالى كه نتايج تجليات جمالىاند چون عفو و اكرام .
و هرگاه به رتبهء تجليات صفاتى رسد ، بر او روشن گردد كه هيچ صفت كمال ثابت نيست مگر حق را و نسبت آنها به اهل عالم عاريتى است ، استعاذهء وى از صفات قهريه باشد چون سخط و غضب به صفات لطيفه چون رضا و رحمت و از مقتضيات اسم المضل كه ابليس و اشياع او مظاهر آثار آنند ، پناه برد به اسم الهادى كه انبيا و اتباع ايشان مطارح انوار آنند .
و باز هر وقت به درجهاى ترقى كند كه لمعات تجليات ذات پرتوى افكنده نشانهء :
[ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ]
« 1 » .
هر چيزى مگر ذات او هلاك شدنى است .
حق اليقين وى شود ، استعاذه هم از ذات به ذات خواهد بود :
« هم خود الست گويد و هم خود بلى كند » .
و حضرت خاتم انبيا صلوات اللّه وسلامه عليه در استعاذه به اين هر سه مرتبت اشاره فرمودند ، در وقت تجلى انوار توحيد افعال :
أعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقابِكَ « 2 » .
و در زمان طلوع اشعهء توحيد صفات :
هامش
( 1 ) - قصص ( 28 ) : 88 .
( 2 ) - پناه مىبرم به بخشش تو از عقاب تو .