دست دعا گشاد هلالى به درگهت * يعنى به دست نيست مرا جز دعاى دوست « 1 »
امام خمينى رحمه الله دربارهء قبله از يكى از آگاهان معاصرش در « آداب الصلاة » نقل مىكند :
نكتهء باريكى در واژهء قبله هست كه بايد از آن غافل نبود .
آيا قبله اسم خانه است يا عمل مواجهه كردن و روبرو ايستادن مكلف قبله است ؟ در حقيقت عمل ما قبله است نه اينكه نام خانه قبله باشد ، قبله در اصل لغت عرب اسم عمل ماست نه اسم خانه ، ولى چون اين عمل روبهروى با آن خانه انجام مىگيرد و بايد بگيرد ، كمكم اسم خود خانه شده است ، بنابراين كلمهء قبله كلمهاى است كه در اصل لغت اسم خانه نيست ، قبله بر وزن « جلسه و وجهه » طرز ايستادن و روبرو شدن با چيزى است كه با حضور ذهن انجام گيرد .
مواجههاى است كه انسان به حال خبردار مىايستد كه گويى رژه و سان مىدهد ، نهايت بايد اين رژه و سان نسبت به خانهء خدا با همهء اعضا و كل اندام بدن بوده آن هم به حال خبردار و با نظم و احترام و بايد با حضور ذهن كلى باشد .
اين عمل را قبله مىگويند ، پس قبله به معناى اقبال كردن به چيزى است ، اما طورى كه اقبال به آن و رو به او آوردن با گسستن از غير باشد كه رنگ پيوستن به آن و گسستن از غير آن در عمل آشكار باشد .
عرب براى هيئت « جِلسه » - به كسر جيم - معنايى فوق نشستن محض در نظر مىگيرد ، ولى براى « جَلسه » - به فتح جيم - نشستن به هر وضع كه باشد ، اراده مىكند .
« جِلسه » - به كسر جيم - طرز نشستن مخصوص و جلوس خاصى است ، از قبيل نشستن صياد در انتظار صيد ، يا شكارچى در هنگام تيرانداختن كه اندام ، وضع
هامش
( 1 ) - هلالى جغتايى .