افتاد كه مقدارى صابون ساخته و براى خشك شدن بر بام خانه ريخته اگر اين باران ببارد ، وضع صابون چه خواهد شد ؟ در اين حال بود كه ناگهان صداى حضرت حجت حق برخاست كه صابونى را برگردانيد كه با اين حال ، لايق ديدار ما نيست ! !
اينجا كه پيشگاه عبدى از عباد صالح خدا بود ، زائر را به خاطر داشتن دو حال نپذيرفتند ، آه و حسرت اگر انسان براى نماز در محضر حق حاضر شود و رو به قبلهآرد ولى دلش از قبلهء حقيقى غافل و به هزار جا غير از پيشگاه حضرت محبوب مايل باشد .
آرى ، چون به طرف قبله ايستادى ، توجه داشته باش كه در درياى بىنهايت در بىنهايت كرم ، لطف ، عنايت ، محبت ، وفا و غفران غرق هستى و معنا ندارد با رسيدن به غناى محض و رحمت صرف ، باز قلبت رو به دنيا و اهل دنيا داشته باشد !
برخيز تا نهيم سر خود را به پاى دوست * جان را فدا كنيم كه صد جان فداى دوست
در دوستى ملاحظهء مرگ و زيست نيست * دشمن را به از كسى كه نميرد براى دوست
حاشا كه غير دوست كند جا به چشم من * ديدن نمىتوان دگرى را به جاى دوست
از دوست هر جفا كه رسد جاى منت است * زيرا كه نيست هيچ وفا چون جفاى دوست
با دوست آشنا شده بيگانهام زخلق * تا آشناى من نشود آشناى دوست