عدم و فنا نبينى ، حتى ضمائرى كه در جملات نماز در ارتباط با توست به هيچوجه در نظر نياورى و حقيقت زهد را كه اعلا مرتبهء آن است به وقت نماز در تمام هستى و هويتت تجلى دهى .
در « تفسير ميبدى » آمده « 1 » :
از عارفى پرسيدند كه زهد چيست ؟ گفت : تنعم دنيا بگذاشتن زهد نفس است و نعيم آخرت رهاكردن زهد دل و ترك خويشتن گفتن زهد جان .
عارفان فرمودهاند :
سعادت عبد در سه چيز است :
1 - اشتغال زبان به ذكر حق .
2 - استغراق دل به مهر حق .
3 - پر بودن سرّ از نظر حق .
ذكر صورت يعنى ذكر به زبان بايد در باطن تجلى كند ، دل با كسب معرفت از مهر حق پر شود ، نظر خدا با طهارت باطن جلب شود و اين همه را بايد قبل از نماز و با نماز تحصيل كرد .
اين خسته حال و شكسته بال از حيا و شرمسارى به محضر آن جناب گفتهام :
اى نور اميد قلب سالك * بنماى رهايم از مهالك
از چاه طبيعتم برون آر * بار گنهم زدوش بردار
از رحمت خود دلم صفا ده * دردم به عنايتت شفا ده
از لطف و كرم بشوى جانم * در روز جزا بده امانم
من جز غم عشق تو نجويم * من لوح دلم به اشك شويم
هامش
( 1 ) - تفسير ميبدى : 10 / 62 .