تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
عدم و فنا نبينى ، حتى ضمائرى كه در جملات نماز در ارتباط با توست به هيچ‌وجه در نظر نياورى و حقيقت زهد را كه اعلا مرتبهء آن است به وقت نماز در تمام هستى و هويتت تجلى دهى . در « تفسير ميبدى » آمده « 1 » : از عارفى پرسيدند كه زهد چيست ؟ گفت : تنعم دنيا بگذاشتن زهد نفس است و نعيم آخرت رهاكردن زهد دل و ترك خويشتن گفتن زهد جان . عارفان فرموده‌اند : سعادت عبد در سه چيز است : 1 - اشتغال زبان به ذكر حق . 2 - استغراق دل به مهر حق . 3 - پر بودن سرّ از نظر حق . ذكر صورت يعنى ذكر به زبان بايد در باطن تجلى كند ، دل با كسب معرفت از مهر حق پر شود ، نظر خدا با طهارت باطن جلب شود و اين همه را بايد قبل از نماز و با نماز تحصيل كرد . اين خسته حال و شكسته بال از حيا و شرمسارى به محضر آن جناب گفته‌ام :
اى نور اميد قلب سالك * بنماى رهايم از مهالك از چاه طبيعتم برون آر * بار گنهم زدوش بردار از رحمت خود دلم صفا ده * دردم به عنايتت شفا ده از لطف و كرم بشوى جانم * در روز جزا بده امانم من جز غم عشق تو نجويم * من لوح دلم به اشك شويم
هامش
( 1 ) - تفسير ميبدى : 10 / 62 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 165 | شيخ حسين انصاريان