و مباهات كردن و افتخار نمودن و خود را بالا گرفتن برنيامده و بالطبع صفات فروتنى و خضوع و خشوع و تعظيم و تجليل پروردگار متعال و حقيقت و خوف و خشيت در وجود او ظاهر مىشود .
اين همه نمونهاى بسيار اندك از اوضاع عالى روز قيامت است كه در ارتباط با اهل بهشت است و در اين دنيا به صورت صفات الهى در باطن انسان كه آخرت وجود انسان است ظهور مىكند و در آن عالم به صورت جامع و كامل آشكار گشته و آدمى به خاطر آن در نعمت ابدى حق قرار مىگيرد .
چون آلودگى ها از نفس شسته شود و صفات الهى به جايش نقش بندد ، آدمى حلاوت مناجات را چشيده و لذت مخاطبات را درك مىكند و شربت رحمت و كرامت از دست دوست مىنوشد و حضرت يار به انسان اقبال كرده و آغوش قبول باز مىكند و انسان را در بساط خدمت پذيرفته و اذن و امان مىدهد .
اين فقير دل شكسته و مسكين دست و پا بسته در اين زمينه از قول عاشقان حضرت دوست گفتهام :
شراب عشق او در كام كردم * خود و جان و دلم بىنام كردم
گرفتم جا در آغوش خوش يار * سراپا خويش را گمنام كردم
من از خم خانهء عشق و ولايش * چه شيرين جرعهها در كام كردم
دل وحشىتر از وحش بيابان * به عشق حضرتش در دام كردم
پيام وصل جانان چون شنيدم * دل گريان خود آرام كردم
زدم بر سينهء نامحرمان دست * جدايى من زخاص و عام كردم
زغير او بريدم دل به عالم * همين يك كار را اتمام كردم
چو مسكين در ره عشقش فتادم * پس آنگه ترك كام و نام كردم