تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
گويند : برادرند ، برادرها از يك ريشه و جدايىناپذير و هر كدام يار ديگرى است . عرب به نژاد و تبار پاىبند است و تعصب نژادى در وى قوى است و برادرى در ميان عرب استحكامى بيشتر و نفوذى عميق‌تر دارد . عمرو و على از اين قانون جدا بودند و تبصرهء استثنايى آن هستند ، هر دو برادر بودند ولى در دو صف قرار گرفتند ، صف حق و صف باطل . قضيهء كربلا نمونه‌اى از اجتماع بزرگ بشرى است و الگويى است از آزادى مذهب و راهنمايى است براى نشان دادن آن‌كه سعادت و شقاوت هركس در دست خود اوست تا كدام را بخواهد و ميلش به چه باشد و مذهب جبر باطل است . عمرو به سپاه حسين عليه السلام ملحق شد و در خدمتش بماند تا به شهادت رسيد ، در آغاز از طرف آن حضرت به مأموريت سياسى رفت و پيامبر حسين عليه السلام به سوى عمرسعد بود و چند بار ميان دو لشكر كوفه و حجاز رفت و آمد داشت و وظيفهء سياسى انجام مىداد . روز شهادت اجازت گرفت و به ميدان شتافت و ساعتى بجنگيد ؛ پس به سوى حسين عليه السلام بازگشت و خود را در برابر تيرها سپر حسين عليه السلام قرار داد و نگذاشت تيرى به پيشواى شهيدان اصابت كند . عمرو سراپا سپر حسين عليه السلام بود ، سپر زنده ، سپر به پاى خود ايستاده ، سپر با اراده ، چهره‌اش سپر بود ، دستش سپر بود ، تنش سپر بود ، جانش سپر بود ، تير مىخورد ولى شمشير نمىزد ، زخمى فراوان برداشت ، مقاومتش كه پايان يافت بر زمين افتاد و عرض كرد : اى فرزند رسول خدا ! آيا من وفا كردم ؟ ! ! حسين عليه السلام فرمود : آرى تو در بهشت پيش روى من خواهى بود ، سلام مرا به جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله برسان و بگوى من از پى تو خواهم آمد ، عمرو به زودى جان داد تا سلام حسين عليه السلام و پيام حسين عليه السلام را به نياى حسين عليه السلام برساند .