و به لسان استعداد سرايد :
بلايى كز تو اى پرناز آيد * به راهش دل به چشم باز آيد
كجايى اى بلا بنواز ما را * به اوج وصل ده پرواز ما را
آن روحى است كه از مختصات وى مقام رضا است و مقام تسليم و اين روح است كه مبدء وجودش خدا است بىوساطت علل طوليه و عرضيه و بازگشت آن هم به سوى خدا است بىواسطهء اغيار و بى هيچ توجه به حجاب ظلمانى ممكنات و حجاب نورانى مظاهر اسما و صفات از بين و اميد بهشت و دوزخ رهيده و به وصال معشوق و معبودش ، آن حسن بىحد رسيده ، اين همان روحى است كه ايزد متعال فرموده :
[ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ]
« 1 » .
و از روح خود در او بدمم .
اين همان روحى است كه باز فرموده :
[ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ]
« 2 » .
اى جان آرام گرفته و اطمينان يافته ! * به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است ، باز گرد . * پس در ميان بندگانم درآى .
خلاصه نفس كليهء الهيّه ، نفس مقدس و روح پاك حضرت ختمى مرتبت و خلفاى آن حضرت از اميرالمؤمنين تا مهدى قائم عليهم السلام است و ارواح ناطقهء قدسى پيروان آن بزرگوارانند از به دو خلقت تا انتهاى عالم بشريت ! !
در اوّل اين مقال و ترجمه مورد بحث گفته شد كه ما را آن قدرت عقلى و روحى
هامش
( 1 ) - حجر ( 15 ) : 29 .
( 2 ) - فجر ( 89 ) : 27 - 28 .