هستى خود مىطلبى چنان بسته است كه هرگز به اين كوفتن تو گشاده نشود ! !
به قول فيض كاشانى :
دل بكن جانا از اين دير خراب * كآسمان در رفتنت دارد شتاب
گر نكندى بسته ماند اينجا دلت * تو بمانى بيدل آنجا در عذاب
حسرتى ماند به دل آن را كه داد * دل به چيزى كو نشد زان كامياب
هست دنيا چون سرابى تشنه را * تشنه كى سيراب گردد از سراب
آيدت هر دم سرابى در نظر * سوى آن رانى به تعجيل و شتاب
آن نباشد آب و ديگر همچنين * هرگز از دنيا نگردى كامياب
آراسته شدن به حسنات با طهارت نفس
چون نفس از شوائب رذايل و ملكات شيطانى و هواجس ابليسى پاك گردد و به حسنات و محامد آراسته شود و در تمام شؤون حيات جانب صدق و صداقت پيش گيرد ، لايق قرب و مأذون در مجالست با حضرت دوست خواهد گشت .
عمده عاملى كه راه انسان را به جانب آن جناب باز مىكند ، تزكيهء نفس و تصفيهء جان از سيئات و مكروهات است .
حالات نفس
در « مشارق » در شرح يكى از ابيات قصيده آمده :
بدان كه نفس را به حسب سه حالت سه صفت است :
اول : امّاريّت بالسّوء قال اللّه تعالى :