[ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ]
« 1 » .
نفس طغيان گر بسيار به بدى فرمان مىدهد .
و اين صفتش در حالى است كه هنوز او را از پس پردهء طبع به الوهيت اللّه تعالى كه خالق و مبدء اوست و لابدى عود و رجوع به حكم :
[ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً ]
« 2 » .
بازگشت همهء شما فقط به سوى اوست .
به او هيچ شعورى حاصل نشده است ، تا لاجرم مطمح نظرش به كلى طلب حظوظ و لذات حسى و وهمى و دنيوى است و همت و طلبش به كلى بر انهماك در آن نوع مقصور .
دوم : صفت لوّاميّت قال اللّه تعالى :
[ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ]
« 3 » .
و به نفس سرزنشگر قسم مىخورم .
و اين به حسب حالتى است كه او را از پس حجب و پردههاى طبيعت از لابدى عدد و حقيقت : منه بدأ و اليه يعود ، آگاهيى كه عبارت از آن اسلام است حاصل آيد ، تا در اقوال و افعال و حركات و سكنات و استيفاى حظوظ و لذات شرع را كه ضابط آن آگاهى است ، قبلهء خود سازد و از مقتضاى او هيچ تجاوز ننمايد .
اما اگر وقتى احكام حجب قوى و غالب شود و حكم آن آگاهى پوشيده گردد ، تا در مباشرت افعال و استيفاى لذات از آن ضابط كه شرعست مجاوزت كند
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 53 .
( 2 ) - يونس ( 10 ) : 4 .
( 3 ) - قيامت ( 75 ) : 2 .