و علم و عمل و غير آن ، به خودى خودت در تو باقى و ثابت است و تو در بند آنى كه آن را وسيلت وصول به جناب وصل ما سازى ، چنان است كه مىخواهى كه در خانههاى مراتب وصل حضرت ما ، از راه پشت بام درآيى و هرگز كسى اين را ميسر نشود و از اين راه بىراهى بقاى هستى و آگاهى مضاف به تو كه پشت و بام اين خانههاست ، هيچ كس به اين خانههاى مراتب وصل ما نرسيده است و نتواند رسيد .
چه اطراف اين بارگاه از باروى عزت :
[ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً ]
« 1 » .
همهء عزت و توانمندى براى خداست .
و سدّ محكم :
[ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها ]
« 2 » .
و نيكى آن نيست كه به خانهها از پشت آنها وارد شويد ، [ چنان كه اعراب جاهلى در حال احرام حج از پشت ديوار خانهء خود وارد مىشدند نه از در ورودى ] بلكه نيكى [ روش و منشِ ] كسى است كه [ از هر گناه و معصيتى ] مىپرهيزد . و به خانهها از درهاى آنها وارد شويد .
حصنى عظيم منيع دارد و باز درهاى آن خانههاى اسما و صفات كه مراتب وصل مااند و آن درهاى محض فنا و محو آثار و حظوظ است ، بالكليه از كوفتن چون تويى كه هنوز از سر حظوظ خود برنخاستهاى و لذت وصال ما به قيمتى از
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) : 65 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 189 .