اقيانوس و وجبى از دو جهان ! اينان به خاطر پاكى و صداقت در بساط حضرت حق راه داشته و مأذون در مجالست با حضرت اويند .
اين فقير شكسته بال و خسته احوال در مدح حضرت ساقى كوثر چنين سروده :
على تنها ولىّ كردگار است * حريم كبريا را پردهدار است
على بُد مقصد و مقصود عالم * هم او بُد افتخار بزم آدم
على باشد قسيم جنت و نار * همان شير شجاعت روز پيكار
على يعنى جميع ماسوى اللّه * كه بر اسرار عالم هست آگاه
على مردان حق را رهرو راه * كه بُد بزمش مناجات سر چاه
على نور چراغ آفرينش * على حق و على عقل است و بينش
على مصدر براى هرچه مشتق * همه در قيد او او مرد مطلق
على صبح اميد دردمندان * وجود او پناه مستمندان
على قرآن ناطق بعد احمد * بلافصل او وصى بعد محمد
على روشنگر تاريخ عالم * گهر بر تاج فرق اوّل آدم
على عنوان قلب مؤمن پاك * على نورى به خاك و روح افلاك
على برج هدايت را بود ماه * خدايش گفته در قرآن تويى راه
على عدل و على علم و على داد * جهان هرگز ندارد همچو او ياد
على اصلى بود ثابت به قرآن * ميان حق و باطل اوست فرقان
على حق را زهر سو ساعد آمد * نبى را در نبوت شاهد آمد
على يعنى بهشت جاودانى * فروغ پر بهاى زندگانى
على بستان عالم را گل عشق * جهان را حضرت او بلبل عشق
على بنيان اسلام است و آيين * به ميزان قيامت اوست شاهين
على باشد نشان وجه داور * همه پيغمبران را يار و ياور