جايى به جايى ببرد ، مگر اينكه راه رفتن و حركت را با نيت همراه سازيم .
در مورد دعا نيز وضع همين طور است ، درخواست چيزى از خداوند بىآنكه در جهت كسب آن كوشش كنيم ، كوچك ترين اثر مثبتى نخواهد داشت .
دعا در حقيقت يعنى اقدام و كوشش در جهت مطلوب و اين همان مطلبى است كه به صورت مَثَل مىگويند :
« از تو حركت از خدا بركت » .
سلطان ولد براى روشن ساختن مطلب ، تمثيلى زيبا آورده است :
ساده مردى بود در يك مدرسه * احمقى بىحاصلى پر وسوسه
روز و شب در حجره گفتى اى خدا * عالمم گردان و بر من در گشا
ديگران در حجرهها پهلوى او * جمله در تكرار بودند و غلو
پر شده از بانگ هريك صحن و بام * جمله در بحث اصولين و كلام
بحث ايشان را مدرس مىشنيد * بر در و بر بام هريك مىدويد
روز و شب تا بيند ايشان در جهاد * چون همىكوشند در علم و رشاد
حرصشان چونست در تحصيلها * تا از ايشان كيست افزون در ذكا
او همى گفتى همه شب كاى خدا * عالمم ساز و بزرگ و مقتدا
پس مدرس گفتش از روزن كه هان * روز و شب تكرار كن درست بخوان
او چنان پنداشت كان گفت از خداست * حرص تحصيلش ز جان چون موجهاست
گشت از آن پس روز و شب مشغول او * همچو ياران ديگر در جستجو
خواندن و تكرار او بسيار كرد * پند را بشنيد و با آن كار كرد
بعد اندك مدت اندر علم دين * گشت او دانا و استاد گزين
باز مىگويد : خواجهاى براى خريدن غلام به بازار رفت ، يكى از غلامان ، بسيار