و مسح سر ، عبارت از تنزيه سر و تقديس باطن از انانيت و حدث غيريت است ، غيريتى كه حاجز بين انسان و محبوب است ، چنانچه بعضى از عارفان فرمودهاند : بَيْنى وَبَيْنَكَ إِنّيّى يُنازِعُنى فَارْفَعْ بِلُطْفِكَ إِنّيّى مِنَ الْبَيْنِ « 1 » بين من و تو انيت من فاصله است ، به فضل و لطفت اين انيت را از ميان من و خود بردار . گفتهاند : وُجُودُكَ ذَنْبٌ لا يُقاسُ بِهِ ذَنْبٌ « 2 » .
با اين آلودگى ها ، به خصوص آلودگى انيت راهى براى ورود به حريم عالم قدس نيست .
و مسح دو پا عبارت از تنزيه قوهء علميه و عمليه از سير در غير الى اللّه و باللّه و فى اللّه است كه انسان با اين دو قوه سعى در طلب حق مىكند و با آن دو قوه به مقام وصل محبوب مىرسد ، اگر دچار آلودگى باشد ، چگونه به طلب برخيزد و چگونه به مقام وصل برسد ؟
و با ديدهء تحقيق بايد گفت :
[ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ]
« 3 » .
اشاره به اين دو قوه است ، به اين معنا كه وقتى به واسطهء اين دو قوه به ما رسيدى از هر دو خالى شو ؛ زيرا با رسيدن به مقام وصل احتياج به توجه به غير نيست و در صورت عدم احتياج توجه به غير اگر توجه شود عين شرك است ! !
و نزد بعضى مراد از نعلين دنيا و آخرت است و نزد بعضى عالم ظاهر و باطن است و نزد بعضى نفس و بدن است و تمام اين نظريات به طور مسلم صحيح است و نسبت به چنين حالتى است كه در حديث قدسى آمده :
هامش
( 1 ) - شرح الاسماء الحسنى : 1 / 3 ؛ 2 / 14 ، شعر از محى الدين .
( 2 ) - شرح الاسماء الحسنى : 1 / 3 ؛ 2 / 14 و 59 .
( 3 ) - طه ( 20 ) : 12 .