سرّ مسح سر
مسح سر ، اشارت است به اينكه سر و دماغ را تر و تازه مىكنيم در طلب دوست و مسح پا به اينكه پاى استقامت مىخواهم در پيمودن راه دوست كه تلوين مردود است و استقامت و تمكين مقبول كه در هر مقامى خطرها است و حال و ملكه و استقامت اين است كه در مسح پا گويى : اللّهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمَىَّ عَلَى الصِّراطِ « 1 » .
و تر كردن پا به مسح اشارت است به آنكه لينت و سرعت مىخواهم در پيمودن راه دوست كه لينت در اعضا موجب سهولت حركت و ارسال و انعطاف آنهاست كه : الْمُؤْمِنُونَ هَيِّنُونَ لَيِّنُونَ « 2 » وَالْمُؤْمِنُ لَيِّنُ الْعَريكَةِ « 3 » .
و اينكه بايد دست راست را تا ميان شست كه مرفق باشد كه آلت رفق و مدارا است ، اشارت است به ميانه روى در امور دنيا كه بالمره دست از امور دنيا كشيدن كه متضرر شود خوب نيست .
اسرارى ديگر از وضو
عارف بزرگ ، سيد حيدر آملى پس از بيان وضو بر طبق مسائل شرعى و فقهى مىگويد :
وضو در نزد اهل راه پس از وضوى فقهى عبارت است از پاك كردن نفس از
هامش
( 1 ) - خداوندا ! دو قدمم را بر پل صراط استوار بدار .
( 2 ) - مؤمنان ، مردمى ملايم و قابل انعطاف هستند ، الكافى : 2 / 234 ، باب المؤمن وعلاماته ، حديث 14 ؛ بحار الأنوار : 64 / 355 ، باب 14 ، حديث 58 .
( 3 ) - مؤمن سست مهار و سر به راه است ، غرر الحكم : 89 ، الفصل السابع فى المؤمن صفاته ، حديث 1516 .