و كلماتى كه معرب عما فى الضميرند به مقاطع و مخارج انجام پذيرند و حروف روى معانى قلبند و زينت و آرايش مقاطعاند و مقاطع منابع آب حيات جارياتند كه حروف و كلماتند و به وجهى منازل بيست و هشتگانهء قمر دم و نفس مكرم آدمند كه مادهء حروف است :
[ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ ]
« 1 » .
و كلمه از كلم به معنى جرح و تأثير است و مظهر قدرت است كه امور سياست و افادت و استفادت در كشف ضماير به اين بيست و هشت حرف و تركيب از اينها است ، بلكه در فرس مستحدث به سى و دو حرف چنان كه بيايد .
پس بايد به مضمضه ، مقاطع را كه روى قلبند و مؤدى حروفند از ياد غير شستشو داد .
هركه نه گويا به تو خاموش بِهْ * هرچه نه ياد تو فراموش بِهْ
* * *
مقيدان تو از ياد غير خاموشند * به خاطرى كه تويى ديگران فراموشند
و بينى را نيز به استنشاق ، چه بينى چون دهان مجراى هوا است كه مادهء نفس است كه نفس حامل حروف لفظيه است ، چون وجود منبسط كه نفس رحمانى است و حامل حروف تكوينيه است كه عقول كليهاند كه غير مستقل بالانيهاند و حامل كلمات اسميه است كه نفوسند و حامل كلمات فعليه است كه موجودات متجددهء زمانيهاند و بعد دست راست و چپ را بشويد از تصرف در دنيا . . . بلكه اهل اللّه و طالبان قربت محضه هر دو دست را بشويند از مطلوبات اصحاب يمين و اصحاب شمال .
هامش
( 1 ) - و براى ماه منزلهايى قرار داديم ، يس ( 36 ) : 39 .