از سنگينى هواى نفس ، خويشتن را سبك سازيد تا به كاروان بهشتيان ملحق شويد .
سپس طرف راست وجود را غسل بدهد ، يعنى روحى كه از جانب يمين به اودميده شده ، يمينى كه در روايات از آن تعبير به روحانيات يا تعبير به آخرت يا تعبير به جنت شده است .
سپس چپ را غسل دهد ، آن جانبى كه از آن تعبير به جسمانيات و سفليات و نفسانيات يا تعبير به دنيا شده است .
در اين دو شستشو آب ترك و تجريد لازم است كه از علقه به دنيا و آخرت پاك شده و فقط اتصال به مولا پيدا كنى ، چرا كه دنيا مخصوص اهل شمال و آخرت مخصوص اهل يمين است ، اما خدا مخصوص به سابقون و مقربون است .
اما غسل اهل حقيقت : آن طهارت از جنابت حقيقى است كه عبارت از مشاهدهء غير است مطلقاً .
در قسمت قبل گذشت كه جنابت به معناى بعد و دورى از حق است و كدام دورى بدتر از مشاهدهء غير حق است ، امكان ازالهء اين دورى جز با قرب نيست ، آن هم قرب به توحيد حقيقى كه مشاهدهء حق است با چشم دل من حيث هو هو ، در قرآن نخواندهاى :
[ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا ؛ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ]
« 1 » .
خدا در حالى كه برپا دارندهء عدل است [ با منطق وحى ، با نظام مُتقن آفرينش و با زبان همهء موجودات ] گواهى مىدهد كه هيچ معبودى جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش نيز گواهى مىدهند كه هيچ معبودى جز او نيست ؛ معبودى كه تواناى شكستناپذير و حكيم است .
ترتيب اين غسل چنين است : شستن رأس و سر حقيقى كه روح مجرّد است به آب توحيد ذاتى از آلودگى مشاهدهء غير .
زيرا عشق به حق وظيفهء باطن است كه از آن تعبير به نفس مطمئنه شده و معرفت اين عشق و محبت و توحيد وظيفهء قلب و مشاهدهاش وظيفه روح است چنانچه وصول وظيفه سر است كه باطن روح مىباشد .
و به همين ترتيب امام صادق عليه السلام در يكى از دعاهايش اشاره فرموده :
اللَّهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرى بِطاعَتِكَ وَبَاطِنى بِمَحَبَّتِكَ وَقَلْبى بِمَعْرِفَتِكَ وَرُوحى بِمُشاهَدَتِكَ وَسِرّى بِاسْتِقْلالِ إتِّصالِ حَضْرَتِكَ .
خداوندا ! نورانى كن ظاهرم را به اطاعتت و باطنم را به محبّتت و قلبم را به معرفتت و روحم را به مشاهدهات .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : خطبه 166 ؛ غرر الحكم : 145 ، حديث 2633 ؛ بحار الأنوار : 1 / 135 ، باب 4 ، حديث 36 .