آب به پوست گردد آن غسل صحيح نيست و صاحبش از جنابت بيرون نمىآيد ، براى تعلق به دنيا هم همين حكم جارى است ، اگر ذرهاى علقهء غلط با انسان باشد بعيد از خداست ، تعلق در هر صورت تعلق است چه كم چه زياد ، چنانكه گفتهاند :
محجوب بالاخره محجوب است ، مىخواهد بين او و محبوب يك حجاب باشد يا هزار حجاب .
ترتيب غسل معنوى
اما ترتيب اين غسل : سالك اوّل بايد قلبش را به آب حقيقى كه از درياى قدس نازل مىشود از آلودگى هاى اهواى مختلفه و آراى متشتتهء متعلقه به دنيا و محبت دنيا بشويد ، آن محبتى كه موجب ورود به هاويه است .
هوا وقتى بر دل غالب شد ، صاحبش را به بندگى بتان داخلى و خارجى مىكشد ، خارجى مانند عبادت و بندگى نسبت به ستمگران ، مال ، جاه و بتان داخلى مانند عبادت غرائز و اميال و شهوات چنانچه حق فرموده :
[ أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ]
« 1 » .
آيا كسى كه هواى [ نفسش ] را معبود خود گرفته ديدى ؟
آرى ، عاقبت هواپرست دخول در آتش است ، چنانچه حضرت حق مىفرمايد :
[ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ * فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ ]
« 2 » .
و اما هركس اعمال وزن شدهاش سبك و بىارزش است * پس جايگاه و پناهگاهش هاويه است .
هامش
( 1 ) - فرقان ( 25 ) : 43 .
( 2 ) - قارعه ( 101 ) : 8 - 9 .