بر اساس اين حقيقت هركس به كمك نفس يا روح يا قلب با چنين دنيايى جمع شود ، جنب حقيقى است كه همان دورى از حضرت اوست .
آرى ، عاشق دنيا بعيد از خدا است كه به محبت و قرب دنيا با محبت و قرب خدا دو ضدى هستند كه قابل جمع نيستند ، چنانچه در قرآن آمده :
[ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ ]
« 1 » .
كسى كه زراعت آخرت را بخواهد ، بر زراعتش مىافزاييم و كسى كه زراعت دنيا را بخواهد ، اندكى از آن را به او مىدهيم ، ولى او را در آخرت هيچ بهره و نصيبى نيست .
و امام عارفان و سرحلقهء عاشقان اين چنين مىفرمايد :
إِنَّ الدُّنْيا وَالآخِرَةَ عَدُوّانِ مُتَفاوِتانِ وَسَبيلانِ مُخْتَلِفانِ ، فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيا وَتَوَلّاها أَبْغَضَ الآخِرَةَ وَعاداها وَهُما بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَماشٍ بَيْنَهُما كُلَّما قَرُبَ مِنْ واحدٍ بَعُدَ مِنَ الآخَرِ وَهُما بَعْدُ ضَرَّتانِ « 2 » .
دنيا و آخرت ، دو دشمن متفاوت و دو راه مختلفند : كسى كه عاشق دنياست ، دشمن آخرت است ، دنيا و آخرت به مانند مشرق و مغربند ، رونده بين اين دو به هريك نزديك شود از ديگرى دور مىگردد ، اين دو مانند دو هوو هستند .
غسل و طهارت از اين جنابت به ترك دنيا و مافيها است ، به طورى كه به اندازهء يك مو تعلقى در انسان نسبت به دنيا نماند .
مگر نمىدانيد كه در غسل ظاهرى اگر بر بدن يك مويى باشد كه مانع از رسيدن
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) : 20 .
( 2 ) - نهج البلاغة : حكمت 103 ؛ بحار الأنوار : 70 / 129 ، باب 122 ، حديث 134 .