صاحب « قاموس قرآن » مىگويد « 1 » :
آنچه مسلم است اين است كه خشوع به معنى تذلل و تواضع است و آن با سكوت و آرامى و اطاعت و سر به زير انداختن قابل جمع و تطبيق است .
و اين حقيقت هم دربارهء قلب به كار رفته هم دربارهء ساير اعضا و به عبارت ديگر داراى معناى وسيعى است ، هم شامل حال درون است و هم شامل وضع بيرون آدمى است . در آيهء فوق دربارهء قلب به كار رفته و در آيهء ذيل براى صدا :
[ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً ]
« 2 » .
و صداها در برابر [ خداى ] رحمان فرو مىنشيند و جز صدايى آهسته [ چيزى ] نمىشنوى .
در هر صورت بيشترين استعمال خشوع در مسئلهء قلب است ، چنانچه آيات و روايات نشان مىدهد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
خداوند عزّ و جل به موسى خطاب كرد : مىدانى چرا از ميان اين همه افراد خلقم تو را به صحبت خود انتخاب كردم ؟ عرضه داشت : يا رب ! براى چه ؟ پاسخ شنيد : اى موسى ! بندگانم را زير و رو كردم ، كسى را در مقام نفس متذللتر از تو نسبت به خودم نيافتم ، اى موسى ! هرگاه نماز مىخواندى صورتت را بر خاك مىگذاشتى .
خشوع نمىگذارد ، انسان از عبادت و بيدارى شب و گريه در گوشهء خلوت راحت باشد ، دل خاشع پرقيمتترين دل در بارگاه قدس حضرت دوست است .
هامش
( 1 ) - قاموس قرآن : 2 / 249 .
( 2 ) - طه ( 20 ) : 108 .