ما وَسَعَنى أَرْضى وَلا سَمائى وَلكِنْ وَسَعَنى قَلْبُ عَبْدِىَ الْمُؤْمِنِ « 1 » ؛
زمين مرا بر نتابد و آسمان طاقت ما ندارد ، عرش در خور ما نيامد و دل مؤمن ما را قبول كرد ، نخست ما او را قبول كرده بوديم .
روزى يكى از مصطفى پرسيد كه : أين اللّه ؟ كجاست خداوند ؟
گفت : فى قُلُوبِ عِبادِه .
در دل بندگان ، خود بايد جست .
[ وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ]
« 2 » .
و او با شماست هرجا كه باشيد .
اين معنا باشد ، چون دل تو را حاصل آمد و دل را باز يافتى روح خود جمال عزت با تو نمايد ؛ در هر صورت خشوع يكى از مهمترين عوامل تطهير دل و ارتقاى قلب به مدارج كمال است .
به قول عارف شوريده دل و حكيم سالك ، صفاى اصفهانى :
ساقى جان به جام من ريخت مىمدام دل * گشت زپاى تا سرم مست مدام جام دل
ملك دل است رام من ، سكهء دل به نام من * دل همگى به كام من ، من همگى به كام دل
صدر جلال پادشه شاه بر اوست متكى * كوه و زمين و آسمان صف زده در سلام دل
هامش
( 1 ) - عوالى اللآلى : 4 / 7 ، حديث 7 ؛ فيض القدير : 2 / 629 .
( 2 ) - حديد ( 57 ) : 4 .