قلب ، مهمترين و حساسترين و پرارزشترين عضو است ، در صورتىكه به صفت خشوع ، اخلاص ، يقين ، محبت . . . آراسته باشد .
عين القضاة در بيان عظمت قلب مىفرمايد :
دريغا هرگز ندانستهاى كه قلب ، لطيفه است و از عالم علوى است و قالب ، كثيف است و از عالم سفلى است .
خود هيچ الفت و مناسبت ميان ايشان نبود و نباشد ، واسطه و رابطهء ميان دل و قالب بر گماشتند كه :
[ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ]
« 1 » .
خدا ميان آدمى و دلش حايل و مانع مىشود [ تا حق را باطل و باطل را حق مپندارد ] .
تا ترجمان قلب و قالب باشد ، تا آنچه نصيب دل باشد دل با آن لطيفه بگويد و آن لطيفه با قالب بگويد .
دريغا از
[ أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ]
« 2 » چه فهم كردهاى ، اگر قلب را مجرّد در قالب تعبيه كردندى ، قلب با قالب قرار و انس نگرفتى و قالب به احوال قلب طاقت نداشتى و گداخته شدى .
اين لطيفه ، حقيقت آدمى را واسطه و حايل كردند ميان قلب و قالب ، دريغا اين قدردانى كه قلب ملكوتيست و قالب ملكى ، در ملك كسى زبان ملكوت نداند ، اگر زبان جبروتى نباشد اگر خواهى مثالش بشنو .
عجمى زبان عربى فهم نكند الا به واسطهء ترجمانى كه هم عربيت داند و هم
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) : 24 .
( 2 ) - انشراح ( 94 ) : 1 .