عصيان و طغيان آنها بود ، ولى بيدار شدند و دست به توبهء واقعى زدند ، عذاب از آنها برداشته شد و به جاى آن عنايت و رحمت قرار گرفت .
تغيير نعمت نتيجهء اعمال انسان
اگر عبد در امور خودش تابع هوى و هوس باشد و از شياطين درونى و برونى پيروى كند ، دچار اضطراب ، ناامنى ، خوف ، تنگدلى ، ضيق صدر ، مشكلات و رنجها خواهد شد و تا در گردونهء پيروى از هوى و هوس است ، دچار بلاست ؛ قرآن در اين زمينه مىفرمايد :
[ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ]
« 1 » .
اين [ كيفر سخت ] به سبب اين است كه خدا بر آن نيست كه نعمتى را كه به قومى عطا كرده [ به عذاب و نقمت ] تغيير دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [ از عقايد حقّه ، حالات پاك و اخلاق حسنهاى كه ] دارند [ به كفر ، شرك ، عصيان و گناه ] تغيير دهند و يقيناً خدا شنوا و داناست .
خداوند ، نعمتى كه به بندگان عنايت كرده تغيير دهنده نيست تا زمانى كه مردم آراستگىها و حسنات و ايمان و تقوا را از خود دور سازند ، به محض آلوده شدن مردم ، نعمتها نسبت به آنان تغيير داده مىشود ، امنيّت به ناامنى برمىگردد ، راحتى به ناراحتى ، سلامتى به ناخوشى ، درستى به نادرستى و خوشبختى به بدبختى تغيير موضع مىدهد ! !
[ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) : 53 .