دوّم : گروهى كه نعمت مادّى يا معنوى را پذيرفته ولى از خرج آن بخل ورزيده و نعمت خدا را معطّل گذاردند در مال قرار گرفتند و انفاق نكردند ، عالم شدند و به خاطر عافيتطلبى به گوشهاى خزيده و از خرج نعمت دانش دريغ ورزيدند !
سوّم : گروهى كه نعمت را قبول كردند ، ولى در راه غير دوست مصرف كردند ، مانند ثروتمندان طاغى و عالمان دربارى .
چهارم : گروهى كه نعمت مادى و معنوى را پذيرفتند و خويش را نسبت به مال و علم يا نعمت ديگر ، امين خدا دانستند و برابر با خواستهء حضرت حق به مصرف كردن نعمت اقدام كردند ، اينان همان دستهاى هستند كه قرآن مجيد از آنها تحت عنوان بندگان شاكر ياد كرده است ، در هر صورت حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد :
وَأَنْ لا يَعْصِيَهُ بِنِعْمَتِهِ أَوْ يُخَالِفَهُ بِشَىْءٍ مِنْ أَمْرِهِ وَنَهْيِهِ بِسَبَبِ نِعْمَتِهِ
شكر به اين است كه با نعمتش معصيت نكنى و از قدرت و قوّتِ نعمت در امر و نهى او به مخالفت برنخيزى .
اين بندهء شرمنده و از درگاه دوست رانده كه اميد كامل به رحمت حضرت او جهت توبه و بازگشت به پيشگاهش دارم در اين زمينه گفتهام :
من وزين پس به راه خدمت يار * دل و جانم فداى حضرت يار
چشم بندم ز ديدن عالم * تا ببينم جمال طلعت يار
پاك سازم دل از ارادت غير * كنمش تابع ارادت يار
جام قلب از جهان تهى سازم * پر كنم يكسر از مودت يار
بنمايم اطاعت از جانان * دور سازم ز خويش لعنت يار
دست شويم ز هرچه بيگانه * سر نهم در مقام طاعت يار
دور گردم ز كوى نفس و هوى * تا شوم در خط عبادت يار
نشناسد كسى در اين عالم * ذرّهاى از مقام و رفعت يار