مراتب ذكر
براى ذكر مراتب و مراحلى گفتهاند و براى هر مرتبهء از ذكر خصوصياتى وصف كردهاند .
مرتبهء اوّل : ذكر عام است و آن ذكرى است كه فائدهء آن دور ساختن غفلت است و همين كه سالك غفلت را از خود دور سازد ولو به زبان ساكت باشد ، ذاكر است .
مرتبهء دوّم : ذكر خاص است كه ذاكر در اين مقام حجاب عقل و تميز را دريده و با تمام قلب متوجه خداست .
مرتبهء سوّم : ذكر اخص است كه مرحلهء فناى ذاكر است كه ذاكر از خود فانى و به دوست باقى است .
البته يك دفعه نمىتوان وارد ذكر اخص شد ، بلكه بايد از ذكر عام شروع كرد تا به توفيق الهى به مرتبهء ذكر اخص رسيد و بايد دانست كه ذكر گفتن ذاكر عين توفيق الهى و عين جواب حق به ذاكر است و در حقيقت هر بار اللّه گفتن ذاكر عين لبيك مذكور است .
مولوى در اين زمينه چه زيبا بيان مىكند :
آن يكى اللّه مىگفتى شبى * تا كه شيرين گردد از ذكرش لبى
گفت شيطانش خموش اى سخت رو * چند گويى آخر اى بسيار گو
اين همه اللّه گفتى از عتو * خود يكى اللّه را لبيك كو
مىنيايد يك جواب از پيش تخت * چند اللّه مىزنى با روى سخت
او شكسته دل شد و بنهاد سر * ديد در خواب او خضر را در حضر
گفت هين از ذكر چون واماندهاى * چون پشيمانى از آن كش خواندهاى
گفت لبيكم نمىآيد جواب * زان همىترسم كه باشم رد باب