و در كتاب « كيمياى سعادت » « 1 » ، مىگويد :
بدان كه لباب و مقصود همه عبادات ياد كردن حق تعالى است كه عماد مسلمانى نماز است و مقصود وى ذكر حق تعالى است ، چنان كه گفت :
[ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ]
« 2 » .
يقيناً نماز از كارهاى زشت ، و كارهاى ناپسند باز مىدارد و همانا ذكر خدا بزرگتر است .
و خواندن قرآن فاضلترين عبادات است به سبب آنكه سخن حق تعالى است كه مذكِّر است و هرچه در آن است همه سبب تازه گردانيدن ذكر حق تعالى است .
و مقصود از روزه كسر شهوات است ، تا چون دل از زحمت شهوات خلاصى يابد ، صاف گردد و قرارگاه ذكر شود كه چون دل به شهوات آكنده بود ، ذكر از وى ممكن نشود و در وى اثر نكند .
و مقصود از حج كه زيارت خانهء خداست ، ذكر خداوند خانه است و تهييج شوق به لقاى وى .
ذكر ، سرّ و لباب همهء عبادات است ، بلكه اصل مسلمانى كلمهء « لا إله إلّا اللّه » است و اين عين ذكر است و همه عبادات ديگر تأكيد اين ذكر است و ياد كردن حق تعالى تو را ، ثمرهء ذكر تواست و چه ثمره بود بزرگتر از اين و براى اين گفت :
[ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ]
« 3 » .
پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم .
هامش
( 1 ) - كيمياى سعادت : 204 ، ركن اوّل ، اصل نهم .
( 2 ) - عنكبوت ( 29 ) : 45 .
( 3 ) - بقره ( 2 ) : 152 .