بودم به ديار عدم امّا تو زاحسان * دادى ز خُم هستى خود باده به دستم
بودم به غم هجر و فراق تو گرفتار * با وعدهء ديدار تو از غصّه برستم
مسكين در خانهء تو گشتم و صد شكر * هر در به جز اين در به روى خويش ببستم
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 496
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٩٦