دوست است كه اين حالت عجز و انكسار و خضوع و خشوع و انابه و استغاثه باعث جلب رحمت و مدد حق است و انسانى كه با انابه و استغاثه متّصل به عنايت حق شود ، در حقيقت در حصن حصين مولا قرار گرفته و دست دشمنان ظاهرى و باطنى از او كوتاه مىشود و در اين حال تمام سرمايههاى الهى او محفوظ مانده و همه را با خود به عالم بعد منتقل خواهد كرد و در آغوش سعادت دارين خواهد افتاد !
اين عبد خسته و بال و پر شكسته در مقام انابه و استغاثه به محضر حق درد دلى بدين مضمون سرودهام :
اى لطف توام فروغ امّيد * منما تو مرا زخويش نوميد
اى بر تو اميد نا اميدان * لطف تو شفاى دردمندان
از بندگيت قلوب روشن * عالم زعنايت تو گلشن
ياد تو بود بهار ارواح * نام تو به مشكلات مفتاح
پر نور جهان زلطف وجودت * اشياء وجود در سجودت
اى با خبر از نياز و رازم * بر خاك درت سر نيازم
جز مهر تو ياورى ندارم * من غير تو دلبرى ندارم
آزاد كنم زنفس اى دوست * بنماى علاج دردم اى دوست
شرمنده و نادم از گناهم * تيرهدل و زار و روسياهم
بشكسته دل و اسير و خوارم * در دفتر خود عمل ندارم
احسان تو افسر است بر سر * محروم نشد گدا از اين در
چشمم به تو و حمايت تست * دل مستحق عنايت تست
زين در نروم به جاى ديگر * با تو چه كنم سراى ديگر
مسكين كه اسير لطف يار است * با يار به ديگرش چه كار است