مىزند و خود را در چاه بدبختى مىاندازد ! !
خداوند بزرگ به وسيلهء انبيا و امامان و كتب آسمانى ، انسان را دعوت به لقاء خود و به دست آوردن خشنودى حق كرده و در جسم و جان و قلب و فكر انسان قدرت پاسخ به اين دعوت را عنايت فرموده ، ولى گروه كثيرى از انسانها ، به دعوت حق پاسخ نگفته و نمىگويند و با كمال تأسّف تمام نيروى خدا داده را صرف هوى و هوس و شهوتپرستى مىكنند .
هيچكس نمىتواند بگويد كه من بىتوفيق يا كمتوفيقم ؛ زيرا اين ادّعا تهمت محض به حضرت حق است و خداوند كسى را بىنصيب از اين نعمت ننموده است .
معناى عصمت
عصمت كه در حقيقت عبارت از قدرت حفظ همهء حقايق در وجود انسان و نيرويى است براى دفع مضار و مفاسد ، نيز از بزرگترين نعمتهاى الهى است و به همهء انسانها ، مايهء اوليّهء آن مرحمت شده و اين انسان است كه بايد با روى آوردن به واجبات و ترك محرّمات به تقويت اين نيرو و قدرت برخيزد ، تا جايى كه شيطان و شيطانها از دستبرد به واقعيّتهاى ايمانى و عملى او مأيوس شوند .
از بركت مقام عصمت است كه انسان در مبارزه با دشمنان درونى و برونى پيروز مىشود .
اگر كسى به اين مقام با عظمت توجّه نكند و به پرورش اين مايه و ريشهء سعادت اقدام ننمايد ، با دست خود گور بدبختى و بيچارگى و شقاوت و هلاكت خويش را كنده و خود را از بسيارى از نعمتهاى مادّى و معنوى حق محروم نموده است .
شارح جملات پرمعناى اين روايت كه سعى داشته شرحش خيلى مختصر